مقالات
فناوری بلاکچین طی سالهای گذشته از یک مفهوم فنی که بیشتر با بیت کوین و رمزداراییها شناخته میشد، به زیرساختی تبدیل شده است که میتواند در حوزههای مختلف برای ثبت، انتقال و مدیریت اطلاعات مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، همه شبکههای بلاکچینی ساختار یکسانی ندارند و تفاوت در نحوه دسترسی کاربران، مدیریت شبکه، اعتبارسنجی تراکنشها، سطح شفافیت و میزان تمرکززدایی باعث شده است بلاکچینها در چند گروه اصلی طبقهبندی شوند. بلاکچین عمومی، خصوصی، کنسرسیومی و هیبریدی چهار مدل مهم در این دستهبندی هستند که هرکدام برای نیازها و کاربردهای متفاوتی طراحی شدهاند.
شناخت تفاوت میان این شبکهها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ویژگیهایی مانند عمومی یا محدود بودن دسترسی، نحوه انتخاب اعتبارسنجها، سطح محرمانگی اطلاعات و ساختار مدیریتی شبکه میتواند مستقیماً بر کاربرد آن تأثیر بگذارد. در این مقاله ابتدا مفهوم بلاکچین و نحوه عملکرد کلی آن را بررسی میکنیم، سپس بهصورت جداگانه با انواع شبکههای بلاکچین آشنا میشویم و ویژگیها، مزایا، محدودیتها و کاربردهای هر مدل را توضیح میدهیم. در ادامه نیز چهار مدل اصلی را از جنبههای مختلف با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد تا مشخص شود انتخاب یک شبکه بلاکچینی باید براساس چه معیارهایی انجام شود و چرا نمیتوان یک مدل مشخص را در تمام شرایط «بهترین نوع بلاکچین» دانست.
بلاکچین یا Blockchain را میتوان نوعی ساختار برای ثبت و نگهداری اطلاعات دانست که دادهها در آن بهصورت زنجیرهای از بلوکها سازماندهی میشوند. واژه Blockchain از دو بخش Block به معنای «بلوک» و Chain به معنای «زنجیره» تشکیل شده است و به همین دلیل در فارسی از اصطلاح «زنجیره بلوکی» نیز برای آن استفاده میشود.
تفاوت مهم بلاکچین با بسیاری از پایگاههای داده سنتی به نحوه ثبت، توزیع و مدیریت اطلاعات مربوط میشود. در یک پایگاه داده متمرکز، معمولاً یک سازمان، سرور یا مدیر مرکزی مسئول نگهداری و کنترل اطلاعات است؛ اما در بسیاری از ساختارهای بلاکچینی، نسخههایی از دفتر کل میان اعضای مختلف شبکه توزیع میشود. اطلاعات جدید نیز براساس مجموعهای از قواعد مشخص و پس از طی فرایند اعتبارسنجی به شبکه اضافه میشوند. استفاده از رمزنگاری، ارتباط میان بلوکها و سازوکارهای اجماع از جمله عواملی هستند که امکان بررسی صحت اطلاعات و هماهنگی اعضای شبکه را فراهم میکنند. شهرت گسترده بلاکچین با ظهور بیت کوین افزایش یافت، اما کاربرد این فناوری صرفاً به ایجاد و انتقال رمزدارایی محدود نیست.
بسته به نوع شبکه و نحوه طراحی آن، بلاکچین میتواند برای ثبت اطلاعات، انتقال داده، اجرای قراردادهای هوشمند، ایجاد زیرساختهای مشترک میان سازمانها و کاربردهای متعدد دیگری مورد استفاده قرار گیرد. همین گستردگی کاربردها باعث شده است یک معماری واحد پاسخگوی تمام نیازها نباشد و مدلهای مختلفی از شبکههای بلاکچینی ایجاد شوند.
برای درک تفاوت انواع بلاکچین ابتدا باید با منطق کلی عملکرد این فناوری آشنا شد. در یک شبکه بلاکچینی، اطلاعات یا تراکنشهای جدید براساس قواعد تعیینشده توسط شبکه دریافت و بررسی میشوند و پس از تأیید، میتوانند در قالب بلوکهای جدید به زنجیره اطلاعات قبلی اضافه شوند. اعضایی که در نگهداری، بررسی یا اعتبارسنجی اطلاعات مشارکت دارند معمولاً تحت عنوان نود یا گره شبکه شناخته میشوند. نقش تمام نودها الزاماً یکسان نیست و ساختار هر شبکه تعیین میکند چه گرههایی اجازه مشاهده اطلاعات، ارسال تراکنش، اعتبارسنجی یا مشارکت در اجماع را داشته باشند. یکی از عناصر مهم در این فرایند الگوریتم یا سازوکار اجماع است که مجموعه قواعد لازم برای رسیدن اعضای شبکه به توافق درباره وضعیت معتبر دفتر کل را مشخص میکند. در شبکههای عمومی، مشارکت معمولاً برای طیف گستردهتری از کاربران امکانپذیر است؛ در حالی که در شبکههای مجوزدار ممکن است تنها اعضای تأییدشده بتوانند برخی وظایف را انجام دهند. اطلاعات ثبتشده در بلاکچین نیز از طریق سازوکارهای رمزنگاری و ارتباط میان بلوکها محافظت میشوند. بنابراین بلاکچین را نباید تنها یک پایگاه داده ساده در نظر گرفت؛ بلکه مجموعهای از فناوریهای رمزنگاری، ساختارهای داده، قواعد اعتبارسنجی و سازوکارهای هماهنگی است که در کنار یکدیگر امکان ایجاد یک دفتر کل مشترک را فراهم میکنند. تفاوت در نحوه پیادهسازی همین اجزا، اساس شکلگیری انواع مختلف بلاکچین را تشکیل میدهد.

یکی از پرسشهای مهم درباره فناوری بلاکچین این است که چرا بهجای یک معماری استاندارد، مدلهای مختلفی از این شبکهها ایجاد شدهاند. پاسخ را باید در تفاوت نیاز کاربران، شرکتها و سازمانها جستوجو کرد. شبکهای مانند بیت کوین با هدف ایجاد زیرساختی عمومی طراحی شده است و کاربران مختلف میتوانند بدون دریافت مجوز از یک سازمان مرکزی با آن تعامل داشته باشند. در مقابل، یک شرکت ممکن است بخواهد از فناوری دفتر کل توزیعشده برای مدیریت اطلاعات داخلی استفاده کند، اما تمایلی نداشته باشد اطلاعات سازمان برای تمام افراد قابل مشاهده باشد. همچنین ممکن است چند شرکت بخواهند پایگاه اطلاعات مشترکی داشته باشند که هیچیک از آنها بهتنهایی کنترل کامل آن را در اختیار نداشته باشد. در شرایط دیگری نیز یک مجموعه ممکن است بخواهد بخشی از اطلاعات خصوصی باقی بماند و تنها بخش مشخصی از دادهها یا فعالیتها برای عموم قابل بررسی باشد. این نیازهای متفاوت موجب شکلگیری بلاکچینهای عمومی، خصوصی، کنسرسیومی و هیبریدی شده است. در نتیجه، تفاوت این شبکهها را نباید صرفاً یک تفاوت فنی دانست؛ بلکه هر معماری برای حل مسئله متفاوتی توسعه پیدا کرده است. میزان تمرکززدایی، حریم خصوصی، سرعت، مقیاسپذیری، دسترسی کاربران، ساختار مدیریتی و نحوه اعتبارسنجی از مهمترین متغیرهایی هستند که هنگام طراحی یک شبکه بلاکچینی باید درباره آنها تصمیمگیری شود.
در یک دستهبندی کلی، شبکههای بلاکچینی را میتوان به چهار گروه عمومی، خصوصی، کنسرسیومی و هیبریدی تقسیم کرد. بلاکچین عمومی یا Public Blockchain معمولاً شبکهای باز است که دسترسی به آن به دریافت مجوز از یک نهاد مشخص وابسته نیست. بلاکچین خصوصی یا Private Blockchain در نقطه مقابل قرار دارد و ورود، دسترسی یا مشارکت در بخشهای مختلف آن میتواند توسط یک سازمان یا مدیر مشخص کنترل شود. بلاکچین کنسرسیومی یا Consortium Blockchain برای شرایطی طراحی میشود که کنترل شبکه میان چند سازمان یا مجموعه مشخص تقسیم شده باشد و به همین دلیل ساختاری میان مدل کاملاً عمومی و مدل تحت مدیریت یک سازمان ایجاد میکند. در نهایت، بلاکچین هیبریدی یا Hybrid Blockchain تلاش میکند ویژگیهایی از ساختارهای عمومی و خصوصی را بهطور همزمان در اختیار کاربران یا سازمانها قرار دهد. تفاوت این چهار مدل تنها به نام آنها محدود نمیشود و هرکدام از نظر نوع دسترسی، نحوه مدیریت، سطح شفافیت، حریم خصوصی و مشارکت در اعتبارسنجی ویژگیهای متفاوتی دارند. به همین دلیل برای انتخاب یک بلاکچین مناسب ابتدا باید مشخص شود هدف از راهاندازی شبکه چیست، چه افرادی باید به آن دسترسی داشته باشند، چه اطلاعاتی باید عمومی یا محرمانه باشند و چه نهادی مسئول تعیین قواعد شبکه خواهد بود.

نوع بلاکچین | سطح دسترسی | ساختار مدیریت | سطح شفافیت | کاربرد کلی |
⬅️ عمومی | باز | توزیعشده | بالا | شبکههای عمومی و رمزداراییها |
⬅️ خصوصی | محدود | یک سازمان یا مجموعه | محدود | کاربردهای داخلی سازمانی |
⬅️ کنسرسیومی | محدود به اعضای مشخص | چند سازمان | قابل تنظیم | همکاری میان سازمانها |
⬅️ هیبریدی | ترکیبی | قابل تنظیم | ترکیبی | پروژههای نیازمند داده عمومی و خصوصی |
بلاکچین عمومی یکی از شناختهشدهترین انواع شبکههای بلاکچینی است و بسیاری از کاربران نخستین تجربه خود از این فناوری را از طریق شبکههای عمومی به دست آوردهاند. Public Blockchain بهگونهای طراحی میشود که کاربران برای دسترسی عمومی به شبکه وابسته به دریافت مجوز از یک سازمان مرکزی نباشند و افراد مختلف بتوانند براساس قوانین پروتکل با آن تعامل داشته باشند. این ویژگی باعث میشود بلاکچین عمومی بیشترین ارتباط را با مفهوم تمرکززدایی داشته باشد. اطلاعات شبکه میان مجموعهای از نودها نگهداری میشود و قواعد پروتکل مشخص میکنند تراکنشها چگونه ارسال، بررسی و ثبت شوند. میزان مشارکت هر کاربر در فعالیتهایی مانند اعتبارسنجی نیز به معماری و سازوکار اجماع همان شبکه بستگی دارد. یکی از ویژگیهای مهم شبکههای عمومی، امکان مشاهده بخش گستردهای از اطلاعات ثبتشده در دفتر کل است. این شفافیت باعث میشود کاربران بتوانند وضعیت تراکنشها و دادههای موجود در شبکه را بدون وابستگی به گزارش یک سازمان مرکزی بررسی کنند. بیت کوین و اتریوم از نمونههای شناختهشده شبکههای عمومی هستند. البته عمومی بودن یک بلاکچین به این معنا نیست که تمام کاربران الزاماً نقش یا توانایی یکسانی دارند؛ بلکه قوانین هر پروتکل تعیین میکند کاربران، نودها و اعتبارسنجها چگونه و تحت چه شرایطی در شبکه فعالیت کنند.
مهمترین ویژگی بلاکچین عمومی، باز بودن شبکه برای مشارکت کاربران است. در چنین ساختاری، یک شرکت یا مدیر مرکزی بهصورت مستقیم تعیین نمیکند چه فردی اجازه استفاده عمومی از شبکه را داشته باشد. قواعد پروتکل از قبل مشخص هستند و کاربران در چهارچوب همان قواعد فعالیت میکنند. ویژگی دیگر، توزیع اطلاعات میان نودهای شبکه است که وابستگی سیستم به یک پایگاه داده مرکزی را کاهش میدهد. شفافیت نیز از عناصر مهم این معماری محسوب میشود و اطلاعات ثبتشده روی بسیاری از بلاکچینهای عمومی از طریق ابزارهای مرتبط قابل بررسی است. همچنین برای ایجاد هماهنگی میان اعضای مختلف، از سازوکارهای اجماع استفاده میشود. در برخی شبکهها مشارکت در ایجاد یا تأیید بلوکها با دریافت پاداش همراه است و همین مشوق اقتصادی میتواند بخشی از مدل امنیتی شبکه را تشکیل دهد. از سوی دیگر، عمومی بودن شبکه میتواند چالشهایی نیز ایجاد کند؛ زیرا هماهنگی تعداد زیادی از اعضا و حفظ امنیت در محیطی باز به طراحی دقیق پروتکل نیاز دارد.
بنابراین بلاکچین عمومی معمولاً زمانی مناسب است که باز بودن دسترسی، قابلیت بررسی عمومی اطلاعات و کاهش وابستگی به یک مدیر مرکزی در اولویت قرار داشته باشد.
دسترسی عمومی به شبکه
عدم نیاز به مجوز یک سازمان مرکزی برای استفاده عمومی
توزیع اطلاعات میان نودهای مختلف
استفاده از سازوکار اجماع
امکان بررسی اطلاعات ثبتشده
سطح بالاتر تمرکززدایی نسبت به مدلهای مجوزدار
امکان مشارکت کاربران براساس قواعد پروتکل
استفاده از سازوکارهای رمزنگاری برای حفاظت از دادهها

بلاکچین عمومی مزایای مهمی دارد که یکی از اصلیترین آنها کاهش وابستگی به یک نهاد مرکزی است. زمانی که اطلاعات میان تعداد زیادی از اعضای شبکه توزیع شده باشد، مدیریت سیستم به یک سرور یا سازمان واحد محدود نمیشود. شفافیت نیز مزیت مهم دیگری است؛ زیرا امکان بررسی عمومی اطلاعات میتواند قابلیت حسابرسی و نظارت را افزایش دهد. باز بودن شبکه باعث میشود کاربران مختلف بتوانند بدون طی فرایندهای سازمانی پیچیده از خدمات آن استفاده کنند. در کنار این مزایا، شبکههای عمومی با محدودیتهایی نیز روبهرو هستند. هماهنگی میان تعداد زیادی از نودها و اجرای سازوکارهای اجماع میتواند بر ظرفیت پردازشی شبکه تأثیر بگذارد. همچنین برخی سازوکارهای اجماع ممکن است به منابع محاسباتی یا انرژی قابل توجهی نیاز داشته باشند. از طرف دیگر، شفافیت اطلاعات در برخی کاربردهای سازمانی که محرمانگی اهمیت بالایی دارد، الزاماً یک مزیت محسوب نمیشود. به همین دلیل نمیتوان صرفاً به دلیل تمرکززدایی بیشتر، بلاکچین عمومی را برای تمام کاربردها مناسب دانست. معماری شبکه باید متناسب با هدف پروژه انتخاب شود.
مزایای بلاکچین عمومی | محدودیتهای بلاکچین عمومی |
✅ سطح بالای تمرکززدایی | 🚫 محدودیت مقیاسپذیری در برخی شبکهها |
✅ دسترسی آزاد | 🚫 مناسب نبودن شفافیت کامل برای برخی دادههای محرمانه |
✅ قابلیت بررسی عمومی اطلاعات | 🚫 پیچیدگی هماهنگی تعداد زیادی نود |
✅ کاهش وابستگی به مدیر مرکزی | 🚫 هزینه منابع در برخی سازوکارهای اجماع |
✅ امکان مشارکت گسترده کاربران | 🚫 تفاوت سرعت و ظرفیت پردازش میان شبکهها |
بلاکچین خصوصی مدلی از فناوری بلاکچین است که دسترسی به شبکه یا برخی فعالیتهای آن توسط یک سازمان یا مجموعه مشخص کنترل میشود. برخلاف بلاکچین عمومی که کاربران مختلف میتوانند بدون دریافت مجوز سازمانی با شبکه تعامل داشته باشند، در Private Blockchain معمولاً مشخص است چه افرادی اجازه ورود، مشاهده دادهها، ثبت اطلاعات یا مشارکت در اعتبارسنجی را دارند. چنین ساختاری بیشتر برای کاربردهای سازمانی مناسب است؛ زیرا بسیاری از شرکتها نمیتوانند اطلاعات عملیاتی، تجاری یا محرمانه خود را در اختیار عموم قرار دهند. بلاکچین خصوصی میتواند برخی ویژگیهای فناوری دفتر کل توزیعشده را حفظ کند، اما ساختار مدیریتی آن نسبت به شبکههای عمومی متمرکزتر است. سازمان مسئول میتواند قوانین دسترسی را تعیین کرده و مشخص کند کدام نودها مسئول اعتبارسنجی اطلاعات باشند. محدود بودن تعداد اعضا نیز میتواند فرایند هماهنگی را سادهتر کند و در برخی شرایط ظرفیت پردازش بیشتری در اختیار شبکه قرار دهد. در مقابل، این مدل از نظر تمرکززدایی با شبکههای عمومی تفاوت قابل توجهی دارد و اعتماد به سازمان یا مجموعه مدیریتکننده همچنان نقش مهمی در آن ایفا میکند.
در بلاکچین خصوصی، مدیریت هویت و سطح دسترسی کاربران یکی از عناصر اساسی شبکه است. ورود کاربران میتواند نیازمند تأیید باشد و تمام اعضا الزاماً مجوز انجام فعالیتهای مشابه را ندارند. برای مثال ممکن است گروهی تنها امکان مشاهده دادهها را داشته باشند، گروه دیگری بتوانند اطلاعات جدید ثبت کنند و تعداد محدودی از نودها مسئول اعتبارسنجی باشند. قوانین شبکه نیز معمولاً پیش از راهاندازی توسط سازمان یا مجموعه مسئول تعیین میشوند. چنین ساختاری به مدیر شبکه اجازه میدهد میان نیاز به توزیع اطلاعات و ضرورت حفظ محرمانگی تعادل ایجاد کند. تعداد محدودتر نودهای اعتبارسنج نیز میتواند باعث سادهتر شدن فرایند اجماع شود. از سوی دیگر، وابستگی بیشتر به یک سازمان مرکزی به این معناست که بخشی از ویژگیهای شبکههای عمومی، مانند دسترسی کاملاً باز، در این مدل وجود ندارد. بنابراین بلاکچین خصوصی را میتوان بیشتر یک زیرساخت سازمانی مبتنی بر فناوری دفتر کل توزیعشده دانست که کنترل دسترسی و مدیریت اطلاعات در آن اهمیت زیادی دارد.
ورود کاربران براساس مجوز
تعیین سطح دسترسی برای اعضای مختلف
امکان محدود کردن مشاهده اطلاعات
اعتبارسنجهای مشخص و محدود
مدیریت شبکه توسط یک سازمان یا مجموعه
قابلیت تعریف قوانین اختصاصی
امکان استفاده در محیطهای سازمانی
کنترل بیشتر بر محرمانگی دادهها
مهمترین مزیت بلاکچین خصوصی کنترل بیشتر بر شبکه است. سازمانها میتوانند دقیقاً مشخص کنند چه افرادی اجازه دسترسی به دادهها را داشته باشند و چه کسانی مسئول ثبت یا اعتبارسنجی اطلاعات باشند. محدود بودن اعضا میتواند سرعت هماهنگی را افزایش دهد و در برخی معماریها امکان پردازش تعداد بیشتری از عملیات را فراهم کند. محرمانگی نیز یکی دیگر از مزایای مهم است؛ زیرا برخلاف بسیاری از شبکههای عمومی، لازم نیست تمام اطلاعات برای همه کاربران قابل مشاهده باشد. با این حال، این مزایا با کاهش سطح تمرکززدایی همراه هستند. زمانی که یک سازمان اختیار تعیین اعضا و قواعد شبکه را در اختیار داشته باشد، کاربران همچنان باید تا حدی به همان سازمان اعتماد کنند. این موضوع یکی از مهمترین تفاوتهای بلاکچین خصوصی با فلسفه شبکههای عمومی محسوب میشود. بنابراین استفاده از بلاکچین خصوصی زمانی منطقیتر است که کنترل دسترسی، سرعت و محرمانگی اطلاعات نسبت به ایجاد یک شبکه کاملاً باز اولویت بیشتری داشته باشد.
بلاکچین کنسرسیومی یا Consortium Blockchain ساختاری است که مدیریت آن بهجای یک سازمان، میان چند مجموعه یا نهاد مشخص تقسیم میشود. این مدل زمانی اهمیت پیدا میکند که چند شرکت یا سازمان نیاز داشته باشند اطلاعات مشترکی را ثبت و مدیریت کنند، اما هیچیک از آنها نباید بهتنهایی کنترل کامل زیرساخت را در اختیار داشته باشد. در چنین شرایطی اعضای کنسرسیوم میتوانند قوانین مشترکی برای فعالیت شبکه تعریف کنند و وظایف مربوط به اعتبارسنجی، مدیریت دسترسی و تصمیمگیری را میان خود تقسیم کنند. به همین دلیل بلاکچین کنسرسیومی معمولاً بهعنوان مدلی میان شبکه عمومی و خصوصی معرفی میشود. شبکه برای تمام افراد جامعه باز نیست، اما کنترل آن نیز الزاماً در اختیار یک نهاد واحد قرار ندارد. سطح دسترسی به اطلاعات میتواند براساس نقش کاربران تعیین شود و تنها اعضای مشخص اجازه مشارکت در فرایندهای حساس شبکه را داشته باشند. این معماری میتواند برای همکاریهای بینسازمانی مفید باشد؛ بهویژه زمانی که چند مجموعه به یک پایگاه اطلاعات مشترک نیاز دارند و میخواهند مسئولیت مدیریت آن میان چند عضو توزیع شود.
در بلاکچین کنسرسیومی، قواعد شبکه معمولاً با توافق اعضای اصلی مشخص میشوند. این اعضا تعیین میکنند چه سازمانهایی اجازه عضویت داشته باشند، کدام نودها مسئول اعتبارسنجی باشند و چه اطلاعاتی در اختیار چه گروههایی قرار گیرد.
برخلاف شبکه عمومی، هر کاربر اینترنتی الزاماً نمیتواند بهعنوان اعتبارسنج وارد سیستم شود. از سوی دیگر، برخلاف شبکه خصوصی، یک شرکت واحد نیز لزوماً کنترل کامل شبکه را در اختیار ندارد.
این ساختار میتواند سطحی از توزیع مسئولیت و اعتماد مشترک میان اعضا ایجاد کند. محدود بودن تعداد اعتبارسنجها نیز در برخی موارد میتواند موجب افزایش کارایی شبکه شود. با این حال، مدیریت چنین ساختاری نیازمند توافق میان اعضای کنسرسیوم است و تغییر قوانین یا ارتقای پروتکل ممکن است به هماهنگی چند مجموعه نیاز داشته باشد. بنابراین موفقیت بلاکچین کنسرسیومی علاوه بر فناوری به مدل حاکمیتی و کیفیت همکاری اعضای آن نیز وابسته است.

همکاری میان چند شرکت
ثبت اطلاعات مشترک بین سازمانها
زنجیره تأمین
ثبت و بررسی سوابق مشترک
زیرساختهای نیازمند چند مدیر مستقل
پروژههایی که یک مدیر واحد برای آنها مناسب نیست
مزیت اصلی شبکه کنسرسیومی این است که کنترل سیستم میان چند سازمان تقسیم میشود و یک مجموعه بهتنهایی مسئول تمام تصمیمها نیست. این ویژگی میتواند برای پروژههایی که چند بازیگر اصلی دارند بسیار مناسب باشد. محدود بودن اعتبارسنجها نیز میتواند کارایی شبکه را نسبت به برخی شبکههای عمومی افزایش دهد. همچنین اعضا میتوانند سطح شفافیت و دسترسی به اطلاعات را متناسب با نیاز پروژه تعریف کنند. با این حال، بلاکچین کنسرسیومی کاملاً غیرمتمرکز نیست و ورود به شبکه یا مشارکت در اعتبارسنجی همچنان محدود است. هماهنگی میان سازمانها نیز میتواند به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شود. اگر اعضا درباره تغییر قوانین، ارتقای سیستم یا نحوه مدیریت اطلاعات اختلاف داشته باشند، تصمیمگیری ممکن است دشوار شود. علاوه بر مسائل فنی، مدل حاکمیت، مسئولیت هر عضو و نحوه حل اختلاف نیز باید از ابتدا بهطور شفاف تعیین شود.
بلاکچین هیبریدی یا Hybrid Blockchain با هدف ترکیب برخی ویژگیهای شبکههای عمومی و خصوصی ایجاد میشود. در این معماری، لازم نیست تمام اطلاعات شبکه برای عموم قابل مشاهده باشد و در عین حال میتوان بخشهایی از فعالیت یا دادهها را به شکلی طراحی کرد که امکان بررسی عمومی آنها وجود داشته باشد. چنین مدلی برای سازمانهایی مفید است که از یک طرف به محرمانگی اطلاعات داخلی نیاز دارند و از طرف دیگر میخواهند بخشی از فرایندهای خود را شفاف یا قابل راستیآزمایی کنند. میزان دسترسی کاربران، نحوه انتشار اطلاعات و نقش بخش عمومی و خصوصی به طراحی هر شبکه بستگی دارد. در نتیجه، اصطلاح هیبریدی بیشتر به ترکیب ویژگیهای دو معماری اشاره دارد و لزوماً تمام شبکههای هیبریدی ساختار کاملاً یکسانی ندارند. سازمان مسئول میتواند تعیین کند چه دادههایی خصوصی باقی بمانند و چه اطلاعاتی در سطح گستردهتری منتشر شوند. انعطافپذیری این مدل یکی از مهمترین دلایل استفاده از آن است.
مهمترین ویژگی بلاکچین هیبریدی قابلیت تفکیک میان اطلاعات عمومی و خصوصی است. در بسیاری از کاربردهای سازمانی، انتشار تمام دادهها امکانپذیر نیست؛ اما سازمان ممکن است بخواهد اثبات یا بخشی از اطلاعات مربوط به یک فرایند برای کاربران خارج از مجموعه قابل بررسی باشد. معماری هیبریدی امکان طراحی چنین مدلی را فراهم میکند. عضویت و دسترسی به بخش خصوصی شبکه میتواند محدود باشد، در حالی که بخش دیگری از اطلاعات در دسترس طیف گستردهتری از کاربران قرار گیرد. قوانین شبکه نیز میتوانند براساس نیاز پروژه تعریف شوند. به همین دلیل این مدل نسبت به معماریهای کاملاً عمومی یا کاملاً خصوصی انعطاف بیشتری دارد. البته همین انعطاف باعث افزایش پیچیدگی طراحی نیز میشود؛ زیرا توسعهدهندگان باید مشخص کنند مرز میان اطلاعات خصوصی و عمومی کجاست و هر گروه از کاربران چه سطحی از دسترسی خواهد داشت.
یکی از مهمترین مزایای بلاکچین هیبریدی امکان ایجاد تعادل میان شفافیت و حریم خصوصی است. سازمان میتواند اطلاعات حساس را در بخش محدود شبکه نگهداری کند و در عین حال دادهها یا اثباتهای موردنیاز را در بخش عمومی قرار دهد. همچنین قوانین شبکه میتوانند متناسب با کاربرد پروژه طراحی شوند و همین موضوع انعطافپذیری بالایی ایجاد میکند. در مقابل، شبکه هیبریدی نسبت به بلاکچین عمومی ساختار متمرکزتری دارد و تمام فعالیتهای آن برای عموم قابل مشاهده نیست. طراحی صحیح مرز میان بخش خصوصی و عمومی نیز میتواند پیچیده باشد. در نتیجه، انتخاب این مدل زمانی مناسب است که پروژه واقعاً به هر دو ویژگی محرمانگی و قابلیت بررسی عمومی نیاز داشته باشد.
بلاکچین عمومی و خصوصی از نظر فلسفه طراحی تفاوت قابل توجهی دارند. در مدل عمومی، هدف ایجاد شبکهای باز است که کاربران مختلف بتوانند براساس قواعد پروتکل با آن تعامل داشته باشند. در مقابل، بلاکچین خصوصی بر کنترل دسترسی تمرکز دارد و یک سازمان یا مجموعه مشخص میتواند تعیین کند چه افرادی اجازه ورود و مشارکت داشته باشند. این تفاوت بر سایر ویژگیهای شبکه نیز اثر میگذارد. شبکه عمومی معمولاً شفافیت و تمرکززدایی بیشتری دارد، در حالی که شبکه خصوصی میتواند محرمانگی و کنترل بیشتری در اختیار مدیران قرار دهد. تعداد محدود اعتبارسنجها در شبکه خصوصی ممکن است فرایند پردازش را سادهتر کند؛ اما در مقابل، اعتماد به سازمان مدیریتکننده اهمیت بیشتری پیدا میکند. بنابراین انتخاب میان این دو مدل به این بستگی دارد که اولویت پروژه دسترسی آزاد و کاهش کنترل مرکزی باشد یا کنترل دسترسی و محرمانگی اطلاعات.
معیار | بلاکچین عمومی | بلاکچین خصوصی |
⬅️ ورود به شبکه | عمومی | نیازمند مجوز |
⬅️ مدیریت | توزیعشدهتر | تحت کنترل سازمان |
⬅️ شفافیت | بیشتر | قابل محدودسازی |
⬅️ حریم خصوصی | محدودتر در سطح دفتر کل عمومی | بیشتر |
⬅️ تعداد مشارکتکنندگان | بالقوه گسترده | محدود |
⬅️ کاربرد | شبکههای عمومی | سامانههای سازمانی |
شبکه خصوصی و کنسرسیومی هر دو میتوانند مجوزدار باشند، اما تفاوت اساسی آنها در ساختار مدیریت است. در بلاکچین خصوصی معمولاً یک سازمان مسئول تعیین قوانین، مدیریت کاربران و انتخاب اعتبارسنجها است. در مقابل، شبکه کنسرسیومی توسط چند سازمان اداره میشود و قدرت تصمیمگیری میان اعضای اصلی تقسیم میشود. بنابراین اگر یک شرکت قصد ایجاد شبکهای برای فرایندهای داخلی خود داشته باشد، مدل خصوصی میتواند گزینه مناسبتری باشد؛ اما اگر چند شرکت مستقل نیازمند یک زیرساخت مشترک باشند، ساختار کنسرسیومی میتواند تناسب بیشتری داشته باشد. این تفاوت نشان میدهد انتخاب معماری بلاکچین صرفاً یک تصمیم فنی نیست و ساختار مالکیت و حاکمیت پروژه نیز باید در نظر گرفته شود.
بلاکچین کنسرسیومی و هیبریدی ممکن است در برخی پروژهها شباهتهایی داشته باشند، اما این دو اصطلاح بر جنبههای متفاوتی تأکید میکنند. کنسرسیومی بودن بیشتر به مدل حاکمیت شبکه اشاره دارد؛ یعنی چند سازمان مشخص مسئول مدیریت و اعتبارسنجی هستند. هیبریدی بودن بیشتر به ترکیب ویژگیهای عمومی و خصوصی اشاره میکند. بنابراین یک شبکه هیبریدی میتواند بخش خصوصی و عمومی داشته باشد، در حالی که یک شبکه کنسرسیومی ممکن است عمدتاً میان اعضای یک گروه مشخص مورد استفاده قرار گیرد. هنگام انتخاب میان این معماریها باید مشخص شود مسئله اصلی پروژه تقسیم مدیریت میان چند سازمان است یا ایجاد تعادل میان دسترسی خصوصی و قابلیت مشاهده عمومی.
برای درک بهتر تفاوت چهار مدل اصلی، میتوان ویژگیهای آنها را در چند معیار اساسی با یکدیگر مقایسه کرد. نوع دسترسی یکی از مهمترین معیارها است. در بلاکچین عمومی، دسترسی عمومیتر است؛ اما سه مدل دیگر میتوانند محدودیتهای بیشتری برای ورود یا فعالیت کاربران اعمال کنند. ساختار مدیریت نیز تفاوت مهم دیگری است. شبکه عمومی معمولاً کنترل متمرکز سازمانی ندارد، شبکه خصوصی تحت مدیریت یک مجموعه قرار میگیرد و کنسرسیوم قدرت را میان چند سازمان تقسیم میکند. شبکه هیبریدی نیز بسته به معماری میتواند ترکیبی از ساختارهای مختلف را به کار گیرد. شفافیت اطلاعات، حریم خصوصی، مقیاسپذیری، نحوه انتخاب اعتبارسنجها و کاربرد سازمانی از دیگر معیارهای مهم هستند. به همین دلیل مقایسه شبکهها باید چندبعدی باشد و نمیتوان صرفاً براساس یک ویژگی درباره برتری یک مدل قضاوت کرد.

معیار مقایسه | عمومی | خصوصی | کنسرسیومی | هیبریدی |
⬅️ دسترسی | عمومی | محدود | محدود | ترکیبی |
⬅️ مدیریت | توزیعشده | یک سازمان | چند سازمان | قابل تنظیم |
⬅️ شفافیت | بالا | محدود | قابل تنظیم | ترکیبی |
⬅️ احراز هویت | بسته به نوع فعالیت | معمولاً وجود دارد | معمولاً وجود دارد | معمولاً وجود دارد |
⬅️ اعتبارسنجها | براساس قواعد پروتکل | منتخب | منتخب اعضای کنسرسیوم | براساس معماری |
⬅️ تمرکززدایی | بیشتر | کمتر | متوسط | متغیر |
⬅️ محرمانگی اطلاعات | کمتر | بالا | قابل تنظیم | بالا در بخش خصوصی |
⬅️ کاربرد سازمانی | محدودتر | بالا | بسیار مناسب | مناسب |
⬅️ انعطاف قوانین | معمولاً محدودتر | بالا | نیازمند توافق اعضا | بالا |
⬅️ نمونه کاربرد | شبکههای رمزدارایی | سامانه داخلی | همکاری چند سازمان | سامانه ترکیبی |
شبکههای عمومی زمانی کاربرد بیشتری دارند که هدف ایجاد زیرساختی باز و قابل دسترسی برای کاربران مختلف باشد. رمزداراییها یکی از شناختهشدهترین نمونههای استفاده از این معماری هستند. کاربران میتوانند تراکنشهای خود را در شبکه ثبت کنند و وضعیت آنها را از طریق دفتر کل بررسی کنند. قراردادهای هوشمند نیز میتوانند روی برخی شبکههای عمومی اجرا شوند و امکان ایجاد برنامههای غیرمتمرکز را فراهم کنند. قابلیت دسترسی عمومی باعث میشود توسعهدهندگان و کاربران مختلف بتوانند بدون نیاز به عضویت در یک سازمان مشخص از زیرساخت شبکه استفاده کنند. بنابراین هر پروژهای که مشارکت گسترده کاربران و قابلیت بررسی عمومی اطلاعات را در اولویت قرار دهد میتواند به بررسی شبکههای عمومی بپردازد.
بلاکچین خصوصی بیشتر در محیطهایی مورد توجه قرار میگیرد که سازمان باید کنترل دقیقی بر کاربران و اطلاعات داشته باشد. برای مثال یک شرکت میتواند شبکهای ایجاد کند که تنها کارکنان یا شرکای تأییدشده به آن دسترسی داشته باشند. اطلاعات تجاری، اسناد داخلی، سوابق عملیاتی یا دادههای مربوط به فرایندهای سازمانی میتوانند در چنین محیطی مدیریت شوند. مزیت اصلی این مدل امکان استفاده از برخی قابلیتهای دفتر کل توزیعشده بدون الزام به عمومی کردن اطلاعات است. همچنین سازمان میتواند نقشهای مختلفی برای کاربران تعریف کند و مشخص کند هر عضو چه سطحی از دسترسی داشته باشد.
زمانی که چند سازمان مستقل به یک زیرساخت مشترک نیاز دارند، بلاکچین کنسرسیومی میتواند کاربرد بیشتری داشته باشد. برای مثال چند شرکت فعال در یک زنجیره تأمین میتوانند اطلاعات مشخصی را روی شبکهای مشترک ثبت کنند تا اعضای مجاز به وضعیت کالا یا سوابق مرتبط دسترسی داشته باشند. در این ساختار، هیچ شرکت واحدی الزاماً کنترل کامل سیستم را در اختیار ندارد و تصمیمهای مهم میتوانند براساس قواعد توافقشده میان اعضا اتخاذ شوند. چنین مدلی برای بانکها، شرکتهای لجستیکی، زنجیرههای تأمین و پروژههای مشترک بینسازمانی قابل بررسی است.
بلاکچین هیبریدی برای پروژههایی مناسب است که نمیتوانند تمام اطلاعات را عمومی کنند، اما به سطحی از شفافیت نیز نیاز دارند. برای مثال یک سازمان ممکن است اطلاعات کامل عملیات خود را در بخش خصوصی نگهداری کند و تنها دادههای مشخص یا نتیجه یک فرایند را در بخشی قابل مشاهده منتشر کند. این ویژگی میتواند در حوزههایی که هم محرمانگی و هم قابلیت بررسی اهمیت دارند کاربرد داشته باشد. انعطاف در تعیین سطح دسترسی مهمترین ویژگی این مدل است و به سازمان اجازه میدهد معماری شبکه را متناسب با نیازهای خود تنظیم کند.
🟠 کارگزاری و سکوی تبادل تخصصی OTC رمزدارایی بیت کوین (BTC) در ایران »»
بیت کوین (Bitcoin) با نماد BTC نخستین و بزرگترین رمزدارایی بازار ارزهای دیجیتال از نظر ارزش بازار و یکی از شناختهشدهترین داراییهای مبتنی بر بلاکچین است. اگر قصد دارید با روش خرید و فروش بیت کوین (BTC) در بازار OTC، ویژگیها، کاربردها و مزایای این رمزدارایی در ایران بیشتر آشنا شوید، ادامه این مطلب را از دست ندهید.

انتخاب نوع بلاکچین باید پس از بررسی دقیق نیازهای پروژه انجام شود و صرفاً استفاده از اصطلاحاتی مانند «غیرمتمرکزتر» یا «سریعتر» برای تصمیمگیری کافی نیست. نخست باید مشخص شود چه افرادی قرار است از شبکه استفاده کنند. اگر شبکه باید برای همه کاربران باز باشد، معماری عمومی میتواند گزینه قابل بررسی باشد. اگر کاربران از قبل مشخص هستند، شبکههای مجوزدار ممکن است تناسب بیشتری داشته باشند. معیار دوم محرمانگی اطلاعات است. پروژههایی که با اطلاعات حساس سروکار دارند باید سطح دسترسی به دادهها را بهدقت مدیریت کنند. معیار سوم ساختار حاکمیت است؛ یعنی مشخص شود چه فرد یا سازمانی اجازه تغییر قوانین و مدیریت شبکه را خواهد داشت. عملکرد، مقیاسپذیری، هزینه نگهداری، پیچیدگی فنی، قابلیت توسعه و نیازهای امنیتی نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرند. در پروژههای چندسازمانی باید نحوه تقسیم مسئولیت میان اعضا نیز از ابتدا مشخص باشد. بنابراین انتخاب شبکه مناسب نتیجه بررسی مجموعهای از عوامل فنی و مدیریتی است.
تعداد کاربران شبکه
عمومی یا محدود بودن دسترسی
میزان حساسیت اطلاعات
سطح شفافیت موردنیاز
ساختار مدیریتی پروژه
تعداد سازمانهای درگیر
مدل اعتبارسنجی
نیاز به تمرکززدایی
ظرفیت پردازش موردنیاز
مقیاسپذیری
هزینه ایجاد و نگهداری
قوانین و سیاستهای دسترسی
امکان تغییر یا ارتقای شبکه
نیاز به همکاری بینسازمانی
سطح حریم خصوصی مورد انتظار
از نظر ساختار کلی، بلاکچینهای عمومی معمولاً با هدف ایجاد سطح بیشتری از تمرکززدایی طراحی میشوند، زیرا مشارکت در آنها به یک مجموعه محدود از سازمانهای از پیش تعیینشده وابسته نیست. با این حال، میزان واقعی تمرکززدایی یک شبکه را نمیتوان تنها از برچسب «عمومی» یا «خصوصی» مشخص کرد. معماری پروتکل، نحوه توزیع اعتبارسنجها، سازوکار اجماع و ساختار تصمیمگیری همگی میتوانند بر میزان تمرکز شبکه اثر بگذارند. به همین دلیل بهتر است هنگام بررسی یک بلاکچین علاوه بر دستهبندی کلی آن، ساختار فنی و حاکمیتی همان شبکه نیز بهطور جداگانه بررسی شود.
وجود مدیریت مرکزیتر در بلاکچین خصوصی ممکن است این سؤال را ایجاد کند که چه تفاوتی میان آن و یک پایگاه داده سنتی وجود دارد. پاسخ به نحوه طراحی سیستم بستگی دارد. شبکه خصوصی میتواند از ساختار دفتر کل توزیعشده، ثبت زنجیرهای اطلاعات، سازوکارهای رمزنگاری و اعتبارسنجی میان چند نود استفاده کند؛ در حالی که یک پایگاه داده سنتی ممکن است کاملاً روی یک زیرساخت مرکزی مدیریت شود. با این حال، صرف استفاده از عنوان بلاکچین به معنای برتری خودکار یک سیستم نسبت به پایگاه داده سنتی نیست. سازمان باید بررسی کند آیا واقعاً به ویژگیهای دفتر کل توزیعشده نیاز دارد یا یک پایگاه داده متمرکز میتواند همان مسئله را با پیچیدگی کمتر حل کند.
خیر. یکی از تفاوتهای مهم میان انواع شبکههای بلاکچین دقیقاً به همین موضوع مربوط میشود. در بسیاری از بلاکچینهای عمومی بخش قابل توجهی از اطلاعات دفتر کل برای کاربران قابل بررسی است، اما در شبکههای خصوصی، کنسرسیومی و هیبریدی میتوان سطح دسترسی به دادهها را محدود کرد. در نتیجه تصور اینکه استفاده از بلاکچین الزاماً به معنای عمومی شدن تمام اطلاعات است، صحیح نیست. نحوه نمایش دادهها به معماری شبکه و قواعدی بستگی دارد که هنگام طراحی آن تعیین شدهاند.
حریم خصوصی یکی از معیارهای کلیدی در انتخاب معماری شبکه است. در برخی کاربردها، شفافیت عمومی یک مزیت محسوب میشود؛ اما در محیطهای سازمانی ممکن است انتشار اطلاعات قراردادها، مشتریان، تراکنشهای داخلی یا فرایندهای تجاری قابل قبول نباشد. در چنین شرایطی، شبکه خصوصی یا هیبریدی میتواند امکان کنترل بیشتری بر اطلاعات فراهم کند. شبکه کنسرسیومی نیز میتواند سطح دسترسی را میان اعضای مشخص تنظیم کند. بنابراین پیش از انتخاب معماری باید مشخص شود کدام دادهها عمومی، کدام دادهها محرمانه و چه اطلاعاتی تنها برای اعضای خاص قابل مشاهده خواهند بود.
مقیاسپذیری به توانایی شبکه برای مدیریت افزایش حجم کاربران، دادهها و تراکنشها اشاره دارد. در شبکههای عمومی، حفظ هماهنگی و امنیت میان تعداد زیادی از اعضا میتواند محدودیتهایی برای ظرفیت پردازش ایجاد کند. شبکههای خصوصی و کنسرسیومی به دلیل تعداد محدودتر اعتبارسنجها میتوانند در برخی معماریها عملیات را با سرعت بیشتری پردازش کنند. با این حال، مقیاسپذیری تنها به عمومی یا خصوصی بودن شبکه وابسته نیست و عوامل فنی متعدد دیگری نیز بر آن اثر میگذارند. به همین دلیل هنگام مقایسه دو شبکه واقعی باید مشخصات فنی همان شبکهها بررسی شود و نمیتوان تنها براساس نوع بلاکچین درباره سرعت یا ظرفیت آنها نتیجهگیری کرد.
حاکمیت یا Governance مشخص میکند تصمیمهای مهم درباره شبکه چگونه اتخاذ میشوند. این تصمیمها میتوانند شامل تغییر قوانین، ارتقای پروتکل، اضافه کردن اعضای جدید یا تعیین اعتبارسنجها باشند. در بلاکچین خصوصی معمولاً یک سازمان نقش اصلی را در حاکمیت ایفا میکند. در شبکه کنسرسیومی، مسئولیت میان چند عضو تقسیم میشود. شبکههای عمومی نیز مدلهای حاکمیتی متفاوتی دارند و تصمیمگیری درباره تغییرات آنها میتواند پیچیدهتر باشد. شبکه هیبریدی نیز براساس معماری خود ممکن است از مدل ترکیبی استفاده کند. به همین دلیل ساختار حاکمیت یکی از مهمترین معیارهایی است که پیش از انتخاب یا طراحی شبکه باید بررسی شود.
خیر. هرچند فناوری بلاکچین قابلیتهای متعددی دارد، استفاده از آن برای تمام کسبوکارها الزاماً ضروری نیست. اگر یک مجموعه تنها به پایگاه دادهای داخلی نیاز داشته باشد که یک مدیر مورد اعتماد آن را کنترل میکند، ممکن است زیرساخت سنتی سادهتر و کمهزینهتر باشد. بلاکچین زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که چند طرف نیازمند دسترسی به دفتر کل مشترک باشند، مسئله اعتماد میان آنها وجود داشته باشد یا ثبت و بررسی سوابق مشترک اهمیت پیدا کند. بنابراین پیش از انتخاب نوع بلاکچین باید ابتدا مشخص شود آیا اساساً استفاده از این فناوری برای مسئله موردنظر توجیه دارد یا خیر.
🔵 کارگزاری و سکوی تبادل تخصصی OTC رمزدارایی تتر گلد (XAUT) در ایران »»
تتر گلد (XAUT) یکی از شناختهشدهترین داراییهای توکنیزهشده بازار ارزهای دیجیتال است که هر واحد آن با پشتوانه یک اونس طلای فیزیکی منتشر میشود. این رمزدارایی با ترکیب ارزش ذاتی طلا و مزایای فناوری بلاکچین، امکان سرمایهگذاری، انتقال و نگهداری طلا را بهصورت دیجیتال فراهم میکند. اگر قصد دارید با روش خرید و فروش تتر گلد (XAUT) در بازار OTC، نحوه عملکرد، مزایا، کاربردها و نکات مهم این دارایی دیجیتال با پشتوانه طلا در ایران بیشتر آشنا شوید، ادامه این مطلب را از دست ندهید.

نمیتوان یک پاسخ واحد برای این سؤال ارائه کرد؛ زیرا «بهترین بلاکچین» به نیاز پروژه بستگی دارد. اگر اولویت اصلی دسترسی آزاد، شفافیت و کاهش وابستگی به یک مدیر مرکزی باشد، بلاکچین عمومی میتواند گزینه مناسبتری باشد. اگر یک سازمان نیاز داشته باشد اطلاعات خود را در محیطی محدود مدیریت کند، شبکه خصوصی میتواند تناسب بیشتری داشته باشد. اگر چند سازمان مستقل بخواهند زیرساخت مشترکی ایجاد کنند، معماری کنسرسیومی قابل بررسی است. همچنین اگر پروژه به ترکیبی از محرمانگی و شفافیت نیاز داشته باشد، شبکه هیبریدی میتواند راهکار مناسبی باشد. بنابراین هیچیک از این چهار مدل ذاتاً در تمام معیارها بر سایرین برتری ندارد و انتخاب صحیح باید براساس مسئلهای انجام شود که شبکه قرار است آن را حل کند.
نیاز پروژه | نوع قابل بررسی |
⬅️ شبکه باز برای کاربران مختلف | بلاکچین عمومی |
⬅️ مدیریت اطلاعات داخلی یک سازمان | بلاکچین خصوصی |
⬅️ همکاری چند سازمان مستقل | بلاکچین کنسرسیومی |
⬅️ ترکیب دادههای خصوصی و عمومی | بلاکچین هیبریدی |
⬅️ تمرکز بیشتر بر شفافیت | عمومی |
⬅️ تمرکز بیشتر بر محرمانگی | خصوصی یا هیبریدی |
⬅️ تقسیم مدیریت میان چند مجموعه | کنسرسیومی |
بلاکچین یک معماری واحد با ویژگیهای ثابت نیست و شبکههای مختلف براساس نحوه دسترسی، مدیریت، اعتبارسنجی و انتشار اطلاعات میتوانند ساختارهای متفاوتی داشته باشند. چهار مدل عمومی، خصوصی، کنسرسیومی و هیبریدی از مهمترین دستهبندیهایی هستند که برای توضیح این تفاوتها مورد استفاده قرار میگیرند. بلاکچین عمومی بیشتر بر دسترسی آزاد، شفافیت و کاهش وابستگی به یک مدیر مرکزی تمرکز دارد و شبکههایی مانند بیت کوین و اتریوم نمونههای شناختهشده این رویکرد هستند. بلاکچین خصوصی امکان کنترل بیشتر بر اعضا و اطلاعات را فراهم میکند و برای محیطهای سازمانی قابل بررسی است. شبکه کنسرسیومی زمانی اهمیت پیدا میکند که چند سازمان بخواهند زیرساخت مشترکی ایجاد کنند و مسئولیت مدیریت آن را میان خود تقسیم کنند. بلاکچین هیبریدی نیز تلاش میکند امکان استفاده همزمان از برخی ویژگیهای شبکههای عمومی و خصوصی را فراهم کند. در نهایت، نمیتوان یکی از این معماریها را بدون توجه به کاربرد آن بهترین نوع بلاکچین معرفی کرد. انتخاب صحیح به عواملی مانند تعداد کاربران، سطح محرمانگی، میزان شفافیت موردنیاز، ساختار حاکمیت، مقیاسپذیری، نحوه اعتبارسنجی و هدف اصلی پروژه بستگی دارد. به همین دلیل پیش از انتخاب یک معماری بلاکچینی باید ابتدا مسئله، کاربران و الزامات پروژه بهطور دقیق مشخص شوند و سپس ساختاری انتخاب شود که بیشترین تناسب را با این نیازها داشته باشد.